گزارشی درباره زندگی نامه پرويز دوايي

دسته بندي : علوم انسانی » تاریخ و ادبیات
بخشی از متن اصلی :
اين مجموعه كامل نخواهد بود و به هدف خود كه تشويق به خواندن و دوباره خواندن آثار پرويز دوايي است، نمي‌رسد، مگر با آوردن چند تكة كوتاه از ميان نوشته‌هاي دوايي. اين چند نمونه، فقط نمونه است.
 (توي ويترين مغازة اسباب‌بازي فروشي) هزار تا چيز قشنگ براق و ديدني بود. چشم آدم سير نمي‌شد. اگر مي‌گذاشتند آدم همان‌جا تا صبح، پشت شيشة مغازه مي‌ماند. اما دير بود. هميشه دير بود. دست آدم را مي‌كشيدند و مي‌بردند. / بازگشت يكه سوار
 با بهرام دو تايي يك طرف كرسي نشسته بوديم. داستان به آن جايي رسيد كه رستم و سهراب با هم كشتي گرفتند و رستم، پسرش سهراب را كه نمي‌دانست پسرش است، بر زمين زد و كارد را به پهلوي او فرو برد. سهراب، آهي سر داد و گفت: «مرا كشتي ولي بدان كه پدرم رستم انتقام مرا...» بهرام در اين لحظه خود را با صورت بر زمين انداخت و هاي هاي گريه را سر داد... بهرام زمين كه مي‌خورد، از آن سخت‌تر و دردناك‌تر كه نبود، اما گريه نمي‌كرد. / بازگشت يكه سوار
 صورتش شبيه به هيچ صورت ديگري كه الان، اين‌جا دور و برم را كه نگاه مي‌كنم نشسته‌اند نبود. صورت‌هاي حريص شادِ بي‌علاقة خستة گرم صحبت و خنده. گرم كارهاي عادي. صورتش يك تشخصي داشت، مثل اين‌كه به صداي زنگ‌هاي دوري گوش بدهد. يك جوري جدا بود از زمان بلافصل، و لبخند آرام و آرام‌بخشي سايه‌اي بود در گوشة لب‌هايش. انگار كه در كار يك شيدايي پنهاني باشد، اين‌طور كه گاهي با بي‌قراري‌اي حركت تندي به سرش مي‌داد، جوري كه زمانه برايش تنگ شده باشد. / سبز پري



دسته بندی: علوم انسانی » تاریخ و ادبیات

تعداد مشاهده: 1272 مشاهده

فرمت فایل دانلودی:.zip

فرمت فایل اصلی: doc

تعداد صفحات: 11

حجم فایل:12 کیلوبایت

 قیمت: رایگان
برای دانلود رایگان فایل روی لینک دانلود کلیک کنید.   دریافت فایل
  • راهنمای استفاده:
    مناسب برای  دانشجویان رشته های ادبیات و رشته های مرتبط


  • محتوای فایل دانلودی:
    در قالب Word و قابل ویرایش